تبليغاتX
همه ي عمر دير رسيديم
 

آخ چقدر بدنم درد می کنه

خدا کنه امروز بابا اصغر دلش بسوزه و منو با این خاله کوکب نفرسته بیرون
هر چی میگم از این چایی تلخ و بدمزه ها نمی خورم به زور میریزه تو حلقم . وای اونوقت همش دلم می خواد بخوابم .
چشام سنگین میشه . همش خوابم میاد . رفت و آمد آدما رو می بینم و پول خردهایی که می ریزند تو کاسه ولی نمی تونم از جام بلند شم . چقدر سردم میشه تو این هوا.
 

 
موقع برگشتن خاله کوکب همه پول خردها رو می شمره و میریزه تو کیسه اش و بعدش هم منو کشون کشون دنبال خودش می کشه تا خونه و سهم بابا اصغرو بهش میده .
کاش امروز نیاد دنبالم .
کاش امروز بابا اصغر مثل قدیما مهربون بشه و برام پفک بخره .
کاش مثل دو سه روز پیش دوباره دلش برام بسوزه .
موقعی که فهمید خاله کوکب زده تو گوشم اون هم به خاطر اینکه کمی ازش دور شدم ناراحت شد و باهاش دعوا کرد .
دلم خنک شد ولی بعدش وقتی دوباره خوابالو شد بهش گفت که می تونه منو با خودش ببره بیرون .
خدا کنه بابا اصغر دیگه دوا نخواد ...
خدا کنه خاله کوکب نیاد امروز ...
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 17:48 توسط سپنتا |

 

عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
خسته شد چشم من از اين همه پاييز و بهار
نه عجب گر نكنم بر گل و گلزار نظر
در بهاری كه دلم نشكفد از خنده يار

چه كند با رخ پژمرده من گل به چمن ؟
چه كند با دل افسرده من لاله به باغ ؟
من چه دارم كه برم در بر آن غير از اشك ؟
وين چه دارد كه نهد بر دل من غير از داغ ؟



عمر پا بر دل من مي نهد و مي گذرد ...
مي برد مژده آزادی زندانی را ،
زودتر كاش به سر منزل مقصود رسد
سحری جلوه كند اين شب ظلماني را .


پنجه مرگ گرفته ست گريبان اميد
شمع جانم همه شب سوخته بر بالينش
روح آزرده من مي رمد از بوی بهار
بی تو خاری ست به دل ، خنده فروردينش

عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
كاروانی همه افسون ، همه نيرنگ و فريب !
سالها باغ و بهارم همه تاراج خزان
بخت بد ، هرچه كشيدم همه از دست حبيب

ديدن روی گل و سير چمن نيست بهار
به خدا بی رخ معشوق ، گناه است ! گناه !
آن بهار است كه بعد از شب جانسوز فراق
به هم آميزد ناگه ... دو تبسم : دو نگاه !

فریدون مشیری       

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 12:15 توسط سپنتا |

 

آموخته ام كه: عشق مركب حركت است نه مقصد حركت نه زمان .
آموخته ام كه: اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد.
آموخته ام كه : بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي خلاق ترين فرد‌‌( خالق يكتا) است.
آموخته ام كه: مهم بودن خوب است.ولي  خوب بودن از آن مهمتر .
آموخته ام كه: تنها اتفا قا ت كوچك زندگي است كه زندگي را تماشايي مي كند.
آموخته ام كه: خداوند متعال همه چيز را در يك روز نيافريد، پس چطورمي شود كه من همه چيز را در يك روز بدست اورم؟
آموخته ام كه: چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد.
آموخته ام كه: در جست و جوي محبت و خوشبختي زماني براي تلف كردن وجود ندارد.
آموخته ام كه: اگر در ابتدا موفق نشدم با شيوه اي جديدتر دوباره بكوشم.
آموخته ام كه: موفقيت يك تعريف دارد:(باور داشتن موفقيت)
آموخته ام كه : تنها كسي كه مرا شاد مي كند آن است که مي گويد تو مرا شاد كردي .
 
 
آموخته ام كه: گاهي مهربان بودن، بسيار مهمتر از درست بودن است .
آموخته ام كه: زندگي مثل طاقه پارچه است،هر چه به انتهاي آن نزديكتر ميشوي سريعتر ميگذرد.
آموخته ام كه: بايد شكرگزار باشيم كه خدا هر آنچه مي طلبيم را به ما نمي دهد .
آموخته ام كه:هر چه زمان كمتري داشته باشيم كارهاي بيشتري انجام ميدهيم .
آموخته ام كه:هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمكش نيستم دعا كنم .
آموخته ام كه: زندگي جدي است ولي ما نياز به دوستي داريم كه لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .
آموخته ام كه:تنها چيزي که يك شخص مي خواهد،فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميدنش .
آموخته ام كه: لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد .
آموخته ام كه: باد با چراغ خاموش كاري ندارد .
آموخته ام كه: به چيزي كه دل ندارد نبايد دل بست.
آموخته ام كه: خوشبختي جستن آن است، نه پيدا كردن.
 
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 17:44 توسط سپنتا |

 

حرف‌هايي هست براي «گفتن»

 

كه اگر گوشي نبود نمي گوييم

 

و حرف‌هايي هست براي «نگفتن»

 

حرف‌هايي كه هرگز

 

سر به «ابتذال گفتن» فرود نمي‌آورند

 

حرف‌هاي شگفت، زيبا و اهورايي همين‌هايند

 

و سرمايه ماورايي هر كسي

 

به اندازه حرف‌هايي است

 

كه براي «نگفتن» دارد!!!

 

????

 

در دردها دوست را خبر نكردن

 

خود يك نوع عشق ورزيدن است

 

????

 

گريستن خوب نيست

 

مگر بشود جوري گريست كه چشم‌ها نفهمند

 

????

 

دو بيگانه هم‌درد

 

از خويش بي درد يا نا هم‌درد

 

با هم خويشاوند ترند

 

????

 

كيست كه تنها آروزي هميشگي‌اش

 

در اين جهان اين باشد

 

كه تنها چيزي را كه

 

از اين جهان آرزو مي‌كند

 

از دست بدهد؟

 

????

 

با همه چيز درآميز

 

و با هيچ چيز آميخته نشو

 

در انزوا، پاك ماندن

 

نه سخت است

 

و نه با ارزش

 

????

 

دوست  داشتن از عشق برتر است

 

عشق در دريا غرق شدن است

 

دوست داشتن در دريا شنا كردن است

 

از عشق هر چه بيشتر مي‌نوشيم

 

سيراب مي‌شويم

 

از دوست داشتن هر چه بيشتر، تشنه‌تر

 

????

 

مهرباني، آرام مي‌كند

 

قصه، خاموش مي‌كند

 

نوازش، مست مي‌كند

 

رويا، غرق مي‌كند

 

دامان، خواب مي كند

 

شعر، نرم مي‌كند

 

خاطره، گرم مي‌كند

 

خيال، نشئه مي‌آورد

 

باد، دربند مي‌كشد

 

اميد، پيوند مي‌دهد

 

و آرزو، خلسه مي‌زايد

 

????

 

 

از تنهايي به ميان مردم مي‌گريزم

 

و از مردم به تنهايي پناه مي‌برم

 

راست مي‌گفتي نيما

 

«به كجاي اين شب تيره

 

بياويزم قباي ژنده خود را»

 

????

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 12:1 توسط سپنتا |

 

بهترین  مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد.
بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود.
بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی.
بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد.
بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن.
بهترین ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش.
بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد.
بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی.
بهترین ایده ها  را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو.
بهترین راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز.
بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی.
بهترین عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی.
بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری.
بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش.
بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان.
بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است.
بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد.
بهترین بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی.
بهترین طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان .
و
بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.
 
 
 هیچ مال و ثروتی در جهان به اندازه نام نیک جاودانه نیست.   پوشکین
 
بر گرفته شده از مجله موفقیت شماره  105   
 
    از طرف: زیتون سبز(صلح)   
 
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 13:26 توسط سپنتا |

 

و تو ای رمضان! ای عزیزترین ماه در آسمان سال با هزار جلوه آمدی و دل از کف ما ربودی. جانمان را در برکه مهربانی ات شستی و اینک که برق گذر ایام جهید و صاحب خانه، خوان پر نعمتش را برچید، جز آه و حسرت چه می توانیم بدرقه ات نماییم. تو آسمانی ترین لحظه ها را در شریان حیاتمان جاری نمودی و خورشید حضورت، تابناک ترین روزها را در کتاب عمرمان نگاشت. زخمه جدایی تو بر تار دل ما چنگ می زند. تو که مهربانترین رایحه رحمت بودی. و اکنون آهنگ کوچ داری. بدرود، ای ماه بهترین! بدرود ای درخشنده ترین ماه سال!

 

عيد فطر، عيد فطرت های پاک و خداجو مبارک باد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 22:6 توسط سپنتا |