<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>همه ي عمر دير رسيديم</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/</link>
<description>شیشه پنجره را باران شست . . . از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 31 Dec 2008 12:25:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>انسان بودن</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون يكم: به شما جسمي داده مي شود. چه جسمتان را دوست داشته يا از آن متنفر باشيد، بايد بدانيد كه در طول زندگي در دنياي خاكي با شماست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون دوم: با دوستان مواجه مي شويد. در مدرسه اي غير رسمي و تمام وقت نام نويسي كرده ايد كه «زندگي» نام دارد. در اين مدرسه هر روز فرصت يادگيري دروس را داريد. چه اين درسها را دوست داشته باشيد چه از آن بدتان بيايد، بايد به عنوان بخشي از برنامه آموزشي برايشان طرح ريزي كنيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآيند آزمايش است، يك سلسله دادرسي، خطا و پيروزي هاي گهگاهي، آزمايشهاي ناكام نيز به همان اندازه آزمايشهاي موفق بخشي از فرآيند رشد هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون چهارم: درس آنقدر تكرار ميشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آنقدر تكرار مي شوند تا آنها را بياموزيد. وقتي آموختيد ميتوانيد درس بعدي را شروع كنيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون پنجم: آموختن پايان ندارد. هيچ بخشي از زندگي نيست كه درسي نباشد. اگر زنده هستيد درسهايتان را نيز بايد بياموزيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون ششم: جايي بهتر از اينجا و اكنون نيست. وقتي «آنجاي» شما يك «اينجا» مي شود به «آنجا»يي مي رسيد كه به نظر از «اينجا»ي فعلي تان بهتر است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون هفتم: ديگران فقط آينه شما هستند. نمي توانيد از چيزي در ديگران خوشتان بيايد يا بدتان بيايد، مگر آنكه منعكس كننده چيزي باشد كه درباره خودتان مي پسنديد يا از آن بدتان مي آيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگي كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نياز را در اختيار داريد، اينكه با آنها چه مي كنيد بستگي به خودتان دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون نهم: جوابهايتان در وجود خودتان است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه نگاه كنيد، گوش بدهيد و اعتماد كنيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;قانون دهم: تمام اينها را در بدو تولد فراموش مي كنيد. اگر مشكلات دانستني هاي درون را از ميان برداريد، همه اينها را به خاطر خواهيد آورد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 12:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد دل با خدا</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;بياييد يادمان باشد كه ما انسانيم و به ياد زنده ايم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;و گاهي نياز داريم تا براي خودمان دعا كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;روزها و هر لحظه با خود تكرار مي كنم بارالها به من تواني بخش تا همه را دوست &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;بدارم و به همه عشق بورزم آن سان كه تمامي وجودم از عشق سيراب گردد و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;ببخشم بيشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در كنار همه بي آنكه متوقع باشم از &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;آنها .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.freewebs.com/designequran/allah.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;و بدين سان است كه مي توان تجلي عشق خداوند را در وجود خودم و ديگران به &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;وضوح ببينم و مسرور گردم و از اين فرصتي زندگاني كه به من بخشيده شده تا بجويم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;و بشناسم استفاده كنم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;خداوندا مرا ياري كن كه به كسي جز تو دل نبندم كه همه فاني اند و تو تنها كسي &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;كه مي توانم به آن تكيه كنم و پناه برم كه وجود تو خانه امني است برايم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;خداوندا ياريم كن تا از هيچ كس غمي به دل نگيريم و با همه با تمام وجود محبت كنيم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;تا محبت و مهرباني و عشق به سويمان بازگردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;خداوندا آغوش مهربانت را هميشه به رويم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جايي و پناهي &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066 size=4&gt;براي غصه هايم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذير كه من از تو ام .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 05:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگوی یک مرد روحانی با خدا</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact color=#000066 size=4&gt;یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: &quot;خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟&quot; خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: &quot;تو جهنم را دیدی!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact color=#000066 size=4&gt; آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact color=#000066 size=4&gt; مرد روحانی گفت: &quot;نمی فهمم!&quot; خداوند جواب داد: &quot;ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 12:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتماد به نفس</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي &quot;اعتماد به نفس&quot;را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.drzohrabi.ir/images/image.php?w=200&amp;h=200&amp;url=/images/news/o1196801856.jpeg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اعتماد به نفس چيست ؟&lt;BR&gt;&quot;عزت نفس&quot; يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که&quot; اعتماد به نفس &quot; زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .&lt;BR&gt;کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .&lt;BR&gt;منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.&lt;BR&gt;به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .&lt;BR&gt;بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .&lt;BR&gt;اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .&lt;BR&gt;اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد&lt;BR&gt;اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انواع اعتماد به نفس!!!&lt;BR&gt;* اعتماد به نفس رفتاري&lt;BR&gt;* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي&lt;BR&gt;* اعتماد به نفس روحي ومعنوي&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.drzohrabi.ir/img/gen.im/slfstim/1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست آورده و رضايت و غنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.&lt;BR&gt;- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .&lt;BR&gt;-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .&lt;BR&gt;-- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي&lt;BR&gt;خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .&lt;BR&gt;اعتماد به نفس آن است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار بگيريد و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد&lt;BR&gt;چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟&lt;BR&gt;اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد&lt;BR&gt;شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .&lt;BR&gt;اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .&lt;BR&gt;اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد . همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي از ضمير ناخوداگاه شما گردد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.drzohrabi.ir/img/gen.im/slfstim/2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اصل سوم - تصميم گرفتن را تمرين کنيد .&lt;BR&gt;روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که :&lt;BR&gt;قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست . &lt;BR&gt;بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.drzohrabi.ir/img/gen.im/slfstim/3.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است&lt;BR&gt;اصل چهارم - نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .&lt;BR&gt;تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .&lt;BR&gt;اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خودر ا در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .&lt;BR&gt;اصل پنجم - دربرخي زمينه ها متخصص شويد .&lt;BR&gt;آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيريد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=left&gt;منبع: وبسایت دکتر مجید ظهرابی&lt;BR&gt;متخص و جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات&lt;BR&gt;www.drzohrabi.ir&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Dec 2008 06:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا زنان گریه میکنند؟</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی&lt;br /&gt;مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم&lt;br /&gt;مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید&lt;br /&gt;بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند&lt;br /&gt;پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند&lt;br /&gt;پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند &lt;br /&gt;بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i35.tinypic.com/jzfo6c.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد&lt;br /&gt;من به او یك نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد&lt;br /&gt;به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند &lt;br /&gt;به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند وبه او این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در كنار شوهرش با قی بماند &lt;br /&gt;و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد .این اشك ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد&lt;br /&gt;خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Dec 2008 07:02:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگو با خدا</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خدا گفت:پس مي خواهي با من گفتگو كني؟&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گفتم اگر وقت داشته باشيد؟&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خدا لبخند زد.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&quot;وقت من ابدي است.&quot;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;چه سوالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي؟&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&quot;چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟&quot;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خدا پاسخ داد:&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اينكه انها از بودن د&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ر دوران كودكي ملول مي شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اينكه سلامتشان را صرف بدست اوردن پول مي كنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي كنند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اينكه با نگراني نسبت به اينده زمان حال فراموششان مي شود.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;انچنان كه ديگر نه در اينده زندگي مي كنند و نه در حال .&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اينكه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i2.tinypic.com/11gncpx.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;بعد پرسيدم ....&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;به عنوان خالق انسانها مي خواهيد انها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند؟&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خدا با لبخند پاسخ داد: ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد. اما مي توان محبوب ديگران شد.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم. وسالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ياد بگيرند كساني هستند كه انها را عميقا دوست دارند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و انرا متفاوت ببينند.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران را ببخشند بكه خودشان هم بايد خود را ببخشند. و ياد بگيرند كه من اينجا هستم هميشه.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;   نویسنده:ریتا استریلکند       &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;مترجم:علی محب خسروی   &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Dec 2008 06:06:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من به پایان دگر نیندیشم، که همین دوست داشتن زیباست!!!</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-193.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;سلاااااااااااام، سلام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;این بار یه سلام دیگه، یه کم با سلامای دیگه فرق میکنه، چون این یه مقدمست برای خداحافظی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;خیال همه راحت، هیچ مشکل حادی هم پیش نیومده، تنها مشکل این که دیگه نمیتونم مثل قدیما به&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;وبلاگم رسیدگی کنم. نه دیگه وقتی هست و نه حوصله ای، بنابراین بهتر دیدم بذارمش کنار.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;خلاصه اگه تو این مدت حرفای تلخی زدم و خلاصه هر بدی و توهین به کسی کردم امیدوارم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;منو به بزرگی خودش ببخشه. اینم مطلب آخر در قالب یه تصویر تقدیم به دوستای عزیزم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i1.pigtures.com/gelara12.013.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;در پناه حق باشید&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;التماس دعا&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;یا علی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Jan 2007 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=193</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-193.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک حقیقت تلخ</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;یه نفرخوابش میا د و واسه خواب جا نداره&lt;BR&gt;یه نفریه لقمه نون برای فردا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نفر می شینه واسکناساشو میشمره&lt;BR&gt;میخواد امتحان کنه که تا داره یا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نفرازبس بزرگه خونشون، گم میشه توش&lt;BR&gt;اون یکی اتا قشون واسه همه جا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره&lt;BR&gt;انتخابم می کنه، پولشو اما نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی دفترش پراز نقاشی و خط خطیه&lt;BR&gt;اون یکی مداد برای آب و بابا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی&lt;BR&gt;اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد&lt;BR&gt;مامانش میگه اینا گرونه، این جا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;یه نفر تولدش مهمونیه ، همه میان&lt;BR&gt;یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی هرهفته یه روزپزشکشون میاد خونش&lt;BR&gt;یکی داره می میره خرج مداوا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن&lt;BR&gt;یکی از بر شده دردو ، دیگه انشا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی&lt;BR&gt;یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن&lt;BR&gt;یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا؟&lt;BR&gt;یکی انقد دیده که میل تماشا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی ازواحدای بالای برجشون می گه&lt;BR&gt;یکی اما خونشون اتاق بالا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره&lt;BR&gt;یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی پول نداره تا دوروز به شهرشون بره&lt;BR&gt;یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی &amp;nbsp;فکر آخرین رژیمای غذاییه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;یکی از بس که نخورده شب وروزنا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;یکی ازبس شومینه گرمه می افته ازنفس&lt;BR&gt;یکی هم برای گرمای دساش ها نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترک می گه خداچراما؟...مادرش می گه&lt;BR&gt;عوضش دخترکم ، اون خونه لیلا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه&lt;BR&gt;هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی آزمایش نوشتن واسش،اما نمیره&lt;BR&gt;می گه تزدیکای ما آزمایشگاه نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بچه ای که تو چراغ &amp;nbsp;قرمزا می فروشه گل&lt;BR&gt;مگه درس ومشق و شور و شوق ورویا نداره؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه&lt;BR&gt;پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم&lt;BR&gt;داراخیلی چیزا داره،&amp;nbsp;اما سارا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم&lt;BR&gt;ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره&lt;BR&gt;یه چیزایی داره توش که &amp;nbsp;توی دنیا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;همیشه تو دنیا کلی فرقه &amp;nbsp;بین آدما&lt;BR&gt;این یه قانون شده و دیروزوحالا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده&lt;BR&gt;همه چی دسته اونه ، ربطی به شعرا نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;آدما از یه جا اومدن، همه می رن یه جا&lt;BR&gt;اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;با نمی شه ، با نمی خوام ، با نشد&amp;nbsp;و با نداره&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;COLOR: lime&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 Dec 2006 15:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناصر رفت . . .</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;زمان مي گذرد&lt;BR&gt;زمانه نيز هم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;کودک مي شوي&lt;BR&gt;جوان هستي و جواني نمي کني&lt;BR&gt;مي گذري&lt;BR&gt;پير ميشوي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;B&gt;ميماني!&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;باز هم در پي گمشده اي هستي&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;که با تو هست و نيست&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;گوشه گوشه ي اين دل خراب سرشار از عطر توست ، عزيز دل.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;سلام دوستان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;امشب از یلدا نوشته بودم، تبریک شب یلدا، پستش هم کرده بودم. اما چشمم به خبری خورد که خشکم زد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;ناصر رفت . . .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ax.tirip.com/res/l/1741907.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;ناصر عبدللهي رفت و صداي قشنگش موند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;تا ۲ روز پیش خبر دادن که حالش داره رو به بهبودی میره، اما امروز ظهر&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ناصر عبداللهي، خواننده پاپ كشورمان ظهر امروز در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد تهران درگذشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 251px; HEIGHT: 197px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=9 src=&quot;http://www.baztab.com/tmp/upload/29987.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;به گزارش فارس، «ناصرعبدالهي» خواننده‌ معروف ترانه «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليوي و از كار افتادن كليه‌ بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل شد. وي ظهر امروز در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد تهران درگذشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنابر اين گزارش در ملاقات ديروز «اميدوار رضايي» رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس از اين هنرمند علت به كما رفتن وي را ضربه وارده به سر بر اثر زمين خوردگي اعلام كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«ناصر عبداللهي» دهم دي ماه 1349 در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد. وي فرزند سوم خانواده بود و چهار فرزند به نام‌هاي نويد، نازنين، نامي و نينا دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پيكر مرحوم «ناصر عبداللهي» از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود كه زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://ax.tirip.com/res/l/2388574.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;برای این خواننده خوبمون که حالا دیگه کنارمون نیست ولی یادش با ماست آمرزش میطلبیم و برای بازماندگانش تسلی خاطر.&amp;nbsp; لطفا براش فاتحه بخونید &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;پیشاپیش شب یلدا روبهتون تبریک میگم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 Dec 2006 15:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ترانه ی پسرک روزنامه فروش</title>
<link>http://sepanta3143.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;سلام دوستان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;امیدوارم حالتون خوب باشه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;چند روز پیش داشتم رادیو جوان گوش میدادم، یه ترانه با صدای شهاب حسینی (دکلمه)&amp;nbsp;پخش کرد به اسم &quot;پسرک روزنامه فروش&quot; که خیلی نظرمو به خودش جلب کرد، بد ندیدم بذارمش اینجا تا شما هم بخونید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000099 size=4&gt;طفلکی روزنامه هاش ریخت&lt;BR&gt;باز یه بد شانسی دیگه&lt;BR&gt;پسرک بازم زمین خورد&lt;BR&gt;باز تو کفشاش پر ریگه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کفشای کهنه و پارش&lt;BR&gt;دوباره اونو زمین زد&lt;BR&gt;باز لباساش پر گِل شد&lt;BR&gt;توی روز برفی و بد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما این بار جای گریه&lt;BR&gt;پسرک پاشد و خندید&lt;BR&gt;خبر روزنامه هاشو&lt;BR&gt;واسه اولین دفعه دید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تا حالا روزنامه ها شو&lt;BR&gt;وا نکرده بود، بخونه&lt;BR&gt;اون فقط روزنامه می فروخت&lt;BR&gt;آخ، چه بیرحمه زمونه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تیترای روزنامه هاشو&lt;BR&gt;که همه خیس شده بودن&lt;BR&gt;داشت بلند بلند می خوند که&lt;BR&gt;دورشو مردم پوشوندن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یه نگاه کرد دید که مردم&lt;BR&gt;هر کدوم یه چیزی می گن&lt;BR&gt;بعد چند لحظه دوباره&lt;BR&gt;می گذرن از اون و میرن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاغذای خیسو برداشت&lt;BR&gt;یه گوشه نشست و خندید&lt;BR&gt;اما از خنده ی تلخش&lt;BR&gt;دل صد تا گریه لرزید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تا حالا روزنامه ها شو&lt;BR&gt;وا نکرده بود، بخونه&lt;BR&gt;اون فقط روزنامه می فروخت&lt;BR&gt;آخ، چه بیرحمه زمونه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سر اون چارراه سرد&lt;BR&gt;ندید اونو دیگه هیچ کس&lt;BR&gt;آدمای توی این شهر&lt;BR&gt;نمی گیرن از کسی درس&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تیتر رونامه ها این شد&lt;BR&gt;یه کوچولو تا خدا رفت&lt;BR&gt;طفلکی روزنامه هاش ریخت&lt;BR&gt;پسرک چه بی صدا رفت!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Dec 2006 13:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sepanta3143&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>sepanta3143</dc:creator>
<guid>http://sepanta3143.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
